غلامحسين افضل الملك
6
افضل التواريخ ( فارسي )
محض گرانى بوته كه از پنج منزلى شهر دار الخلافه مىآورند ، در گران كردن نان بهانهيى نداشته باشند . و نيز انبارهاى ديوانى و انبار اهل شهر را باز كرده ، گندم به قيمت عادلهى يوميه خريدارى شده ، به خبازخانه دادند كه به همان نرخ پيش نان را به فروش رساند . چون در زمان شاه شهيد ، در سر جشن قرن دويم سلطانى كه بيست و دويم ذى القعده واقع مىشد ، محض رفاه اهل تهران به حكم شاهنشاه شهيد مقرر شد كه ماليات خبازخانه و قصابخانهى تهران از هر حيث معاف بوده هركس خواهد گوسفند بكشد و به قيمت عادله بفروشد ، درين خصوص فرمانى نوشته شده و بنا بود كه عبارت فرمان را به سنگ نقارى كرده ، در بعضى مساجد نصب كنند كه مردم از بيست و دويم ذى القعده در رفاه باشند ؛ شهادت شاه شهيد كه در هفدهم ذى القعده وقوع يافت ، اجراى اين حكم به عهده تعويق ماند . بندگان اعليحضرت قدرقدرت مظفر الدين شاه ، روحنا فداه ، كه در دار السلطنهى تبريز جلوس فرمودند ، تلگرافى به اولياء دولت كردند مشعر بر اينكه ، همانطورى كه شهنشاه شهيد ، نور الله مضجعه ، در معافى ماليات گوشت و نان تهران امر و مقرر فرموده بودند ، ما نيز امضاء آن امر را كرده كه رعايا و اهل تهران آسوده باشند . اين خسرو رئوف مهربان به مجرد اينكه در دار السلطنهى تبريز جلوس فرمودند ، ماليات نان و گوشت آذربايجان را هم بخشيده ، فرمان صادر كردند ؛ و نيز تومانى دو ريال ، يعنى يك ربع ماليات اصناف بازار تهران را هم تخفيف داده ، رعاياى آنجا نيز شاكر شدند . و شرح معافى ماليات قصابخانه و نانواخانهى كليهى بلاد ايران را در چند ورق بعد خواهيم نگاشت . همين قدر معلوم باد كه ماليات قصابخانهى تهران ، بدون ساير بلدان ، در سال بيست و پنج هزار تومان بود ؛ ولى حاكم و وزير و مباشرين اين عمل ، از صنف قصاب به اسامى مختلفه از صد هزار تومان بيشتر مأخوذ مىداشتند ؛ آنها نيز بر قيمت گوشت مىافزودند . گوشت را در تهران يك من شش هزار مىفروختند و كم مىدادند ؛ و كنون قيمت گوشت در تهران يك من دو هزار و سه عباسى است كه از نصف قيمت سابق هم كمتر است . ساير آسايش مردم حاليه و باقى امور را در اين زمان ، به همين نهج مىتوان قياس كرد كه حكومت تهران چقدر اجحاف داشته است ؛ و به حمد الله مرتفع گرديد . از جمله آسايشها ، رسيدن مواجب و جيرهى قشون حاضر ركاب تهران بود كه از پارسال و سال گذشته طلب داشتند ، و وزارت جنگ به آنها نپرداخته بود . بندگان اعليحضرت قدر قدرت شهريارى ، روحنا فداه ، به دستخط تلگرافى مقرر فرمودند تا اولياء دولت قاهره پول از بانك قرض كرده ، جيره و مواجب قشون را در ظرف دو روز پرداختند و تمام آنها را پول سفيد دادند ؛ بهطورى كه اگر جيرهى يكماههى فلان سرباز نه هزار و سه شاهى بود ، آن سه شاهى را هم پول سياه نمىدادند و تحويلداران و مباشرين ديوانى ، شاهى سفيد مىدادند . ابدا پول سياه در كار نبود . تمام قشون ، از قورخانه و توپخانه و سرباز و زنبورك خانه ، مىگفتند : تاكنون چنين جيره و مواجبى نگرفته بوديم كه بدون كسر و نقصان باشد . صداى « شاه سلامت ! » از در و ديوار خيابان ارك بلند بود .